اشعار و نثرهای عاشقانه

اشعار و نثرهای عاشقانه

بیصدا رفتم

گاهی دلم از سن و سالم می گیرد
می خواهم کودک باشم
کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
و آسوده اشک می ریزد
بزرگ که باشم
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنم

بیصدا رفتم

این روزها دلم از همه بیشتر برای خودم تنگ می شود
برای خودی که هنوز رویا می پروراند
برای خودی که خسته است اما دوام می آورد
این روزها دلم بیشتر برای دلم می سوزد
 
برای همه خستگی هایش
[ 3 Jun 2013 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

«گفتا که میبوسم تو را»


«گفتا که میبوسم تو را»

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
سیمین بهبهانی


برچسب‌ها: «گفتا که میبوسم تو را»
[ 26 May 2013 ] [ 9 PM ] [ نگار ] [ ]

خداحافظ

تا همیشه خداحافظ ..

 نه بخاطر اینکه انتظار کشیدن را بلد نیستم ..

نه بخاطر اینکه خسته شده باشم از چشم به جاده دوختن ..

 بخاطر اینکه تو دیگر هیچوقت بر نخواهی گشت .....

باور کن هرچه نوشتم هرچه گفتم و هر چه سرودم برای این بود که بخوانی و شاید روزی بیایی اما ..

نخواندی ..

 و اگر هم خواندی فقط خندیدی به دلتنگی هایی که همیشه طعم روزهای رویایی من و تو را میداد ...

خداحافظ دخترک ... خداحافظ روزهای بارانیه پر از ابر و چتر و دلتنگی ...

خداحافظ ... برای همیشه......

ای کاش....

 

خداحافظ...

 

وقتی که خاطرم داره از تو نگاهت می پاشه

وقتی تو بغض گفتی بهم خدانگهدارت باشه

فرصت نبود بهت بگم گفتنیای دلمو

گریه نمیذاشت که بگم تنها نذار منو نرو

جاده تا آخرین نفس میون ما فاصله کاشت

انگاری واسه رفتنت تا بی نهایت پا میذاشت

رفتی واسه همیشه و همیشه تا همیشه هست

تصویر تلخ رفتنت حرمت جاده رو شکست

طعنه نمیزنم که باز دلت بگیره از دلم

حرمت این خدافظی تا جاده هست نمیشه کم

خداحافظ اگه حتی واسه گفتن یکم دیره

وصیت کرده این جاده که تا میری نمیمیره

[ 2 May 2013 ] [ 12 PM ] [ نگار ] [ ]

نگار


http://www.tebyan-zn.ir/images5/img/love-tebyan-photo3%20%287%29.jpg


برچسب‌ها: نگار
[ 1 Apr 2013 ] [ 12 PM ] [ نگار ] [ ]

لیلی نگار خدا

به نام خدا


شبی از شبهای پاییزدم درب گوشه ای از پله ای

گیتار بدست؛اشک ریزان ترانه ای را که
 یاد داشتم دوست میدارد؛میزدم...
دست هایم درد داشتند نمی توانستم ...
نمی توانستم مثل همیشه برای
شبهای بی کسی خودم اشک بریزم و
گیتار بزنم...
خدا را صدا میزدم...
خدا...خدا...خدا...
انگار خدا به تمام بنده هایش میگفت:
گوش دهید...
گوش دهید...
نگار من ...
 نگار من
از زمین حرفی دارد...
گوش ده لیلی نگار من...
گوش ده  ...
آنوقت بود که دلم برای لیلی نگارش تنگ شده بود
 و به خدا می گفتم
خدا ...
لیلی نگارت ؛نگار نمی خواهد ...
خدا اشک ریزان می گفت
بگذریم از او...
دگر که را می خواهی نگارکم؟...
با اشکهایی که پهنای صورتم را پوشانده بود و
گیتاری که از دستم افتادو شکست
به خدا گفتم
خدا بجز او...
بجز او که را بخواهم؟...
خدا بجز او که را دوست داشته باشم؟...
که را بخواهم؟...
که را ستایش کنم؟...
تو بگو...
تو بگو...
با گریه حرفهایم با خدا قطع شد ...
خدا که اینبار با اشکهایی زیباتر
نگارش را می نگریست و انگار
زیرلب سخنی می گفت و من
صدایش نمی شنیدم
می خواستم بشنوم ولی هرچه بیشتر گوش
فرا میدادم ؛سخن هایش ...
حرف هایش...
آرام تر می شد...
خدا...
روی حیاط خانه مان را ه می رفت و
سخن می گفت...
حیاط ما انگار گل باران شده بود ...
زیبا... زیبا...زیباتر...
از خدا پرسیدم
با خود چه می گویی؟...اینقدر آرام ؟...
انگار خدا با شوقی مملو از وجود خاک سخن می گفت
با لیلی ات ...
با لیلی ات ...
با لیلی چشم به راهت...
با لیلی ات که شب را با اشکهایی چون گریه ی ابر می گذراند...
با لیلی ات...
با لیلی ات ...
با لیلی چشم به راهت...
با لیلی ات که امشب از من...
از تو...
از ابرهای خشمگین می ترسد...
با لیلی ات که امشب در انتظار تو ...
و دستهای تو...
تنها نشسته است...
با گیتار لیلی ات ...
با دسته ی گیتار شکسته ی لیلی ات...
که می پرسد
چه کنم ؟...
چه کنم؟...
از دست لیلی نگارت ای خدا؟...
با لیلی نگارم...
با نگارم ...
با گیتارلیلی نگارم ...
سخن می گویم...
از عمق وجود اهی کشیدم...
بلند بلند خندید و گفت
نگارم فکر می کند فقط اوست که برای لیلی اش می گرید...
نگارم فکر می کند لیلی اش نمی فهمد دوست داشتن چیست...
نگارم فکر می کند لیلی اش دل ندارد سنگ دارد...
نگارم...
نگارم...
نگارم...
بلند بلند گریستم و فریاد زدم
خدا...من...نمی توانم...
خدا... من ...نمی توانم...
تو ...می توانی ... ولی ...من ... نمی توانم...
تو می خواهی... مرا ...آرام کنی...
می خواهی من...به زندگی کردن عادت کنم...
تو ...می توانی ... ولی من ... نمی توانم...
طاقت... حرف های سخت او... را ندارم...
تو داری ...من ندارم...

خدا هق هق و ناله هایم می شنید...
خدا هم خسته بود ...
خدا هم می ترسید...
از نگارش...
از لیلی نگارش...
از ابرهای خشمگین...
شاید هم از خودش...
از خودش می ترسید...
من ولی ...
فقط صدای هق هقم بود که آرامم می کرد...
بوی نفس های خدا...
بوی عطر او...
بوی عطر پیراهن او...
بوی پیراهن او از اتاقم می آمد...
آری ... به اتاق رفتم ... به اتاق زیبای خودم...
آری ...پیراهنی را که...چند سال پیش در اتاقم به جا گذاشت...
آری...پیراهن او...پیراهن زیبای او...
پیراهن سفید او... بوی خودش را می داد...
اشک هایم را جلوی پیراهن او قایم می کردم...
می ترسیدم...
می ترسیدم بگوید اشک  ریختم...
به لیلی نگار خدا بگوید اشک هایم را ...
پیراهنش را روی تخت گذاشتم و به طرف حیاط  و خدا دویدم...
   



بارانی شدید می آمد...
باران... باران... باران...
هرچه گشتم خدایم نیافتم...
خدا...خدا...خدا...
بمان با من ...بمان...
خدا...
لیلی ام رفت توهم می روی..؟
خدا...
من لیلی را با تو می خواهم...
تو را با لیلی می خواهم...
خدایا...
کجایی...؟
اشک و با ران تفاوتشان معلوم نبود...
اشک گرم و باران سرد ...
همین...
به طرف درب دویدم...
پایم به گیتار شکسته ام خورد ...
گیتارم هم گریه می کرد...
برای من...؟
یا برای خدا...؟
یا برای لیلی ام...؟
یا برای سیم ها و دسته ی شکسته اش...؟
برای که...؟
نکند توهم...؟
توهم...؟
توهم لیلی داری...؟
آخ دلم خون است قشنگم...
دلم خون است...
مرا با اشک هایم دیده ای ...
صدای اشک هایم شنیده ای ...
هق هق و ناله هایم شنیده ای...
درد ها کابوس ها دیده ای...
لیلی نخواه ...
جان لیلی ات لیلی نخواه...
تو نشو مثل من...
دل سپردن آسان ولی دل کندن دشوار است بدان...
دلم برای خودم...
برای خدا...
برای لیلی ام...
برای گیتار قدیمی ام...
برای گیتار لیلی ام ...
تنگ است...
تنگ است...
تنگ تنگ است...
نمی توانم بگویم چقدر تنگ است...
لیلی ...
لیلی...
لیلی...
چه بگویم باتو...؟
چه بگویم...؟
چه بگویم...؟
روزی آرزویم خوشبختی در کنار تو بود
و حالا...
ارزویم داشتن دست های توست...
چشم هایم...پاهایم...دست هایم ...
درد می کنند...
شانه ام... پی شانی ام... اشک هایم...
درد می کنند...
دلم برای خودم...
برای خدا...
بزای لیلی ام...
برای گیتار قدیمی ام...
برای گیتار لیلی ام...
تنگ است...
تنگ است...
تنگ تنگ است...
نمی توانم بگویم چقدر تنگ است...
91/9/6
امشب هم شبی از شبهای پاییز
دلم برای لیلی نگار خدا تنگ است
می خواهم امشب از خود خدا
جوابی بیابم...
می خواهم امشب از خود خدا
معجزه خواهم...
می خواهم خدارا با
صدایی بلند و رسا صدا بزنم
و بگویم
خدا ...خدا...
من...امشب...از خودت معجزه خواهم ...
حواسم نبود...
حواسم به هیچ چیز نبود...
صدایم بلند شدو فریاد زدم...
فریادم به گوش خدا هم رسید...
خدا گفت
نگارکم دلم برایت تنگ شده بود ...
نگارکم آخر خودت را آب می کنی...
گفتم
خدا امشب از درگاه بی کرانت
معجزه خواهم ...
معجزه ...
عشق او...
91/9/10
چه بی اندازه او را می خواهم...
چه بی اندازه...
کاش می شد او را ببینم...
کاش می شد بیاید...
کاش می شد بر روزگارم بتابد...
کاش ها و ای کاش هایم ای خدا...
چقدر زیادند...
آخ خدا...
آخ خدا...
نگار قصه ی خدا...
این بار پیر شده...
نگار زیبای خدا...
این بار پیر شده...
قصه ی نگارش ای کاش...
تمام می شد...
تمام تمام...
تمام تمام می شد...
خدا... لیلی نگارت...نگار نمی خواهد...
خدا...لیلی نگارت...نگار نمی خواهد...
قصه ی نگار پایان ده...
جان نگارت پایان ده...
خسته است نگارت...
قصه ی نگار پایان ده...
خدا گریه کنان بر روی تختم نشسته بود
سرش را در میان دستهایش
آن دست های زیبایش
گرفته بود
اشک هایش می دیدم
خودم که دیگر
اشکی برای ریختن
نداشتم...
اشک های خدا
زیبا بود وخدا را
هر لحظه زیبا تر
می کرد...
خدا گفت
نگارم...صبر کن...
تو که چند سال صبر کردی...
صبر کن...
می آید ...
می دانم...
می دانم که می آید و ...
می آید و می گوید
نگار می خواهد...
می دانم...
من خدایم...می دانم...
خدا گریه کنان بر روی تختم نشسته بود
و من و خدای نگار در عالم
لیلی نگار زیبای خدا بودیم...
که...
یک آن...
کلیدی در درب حیاط خانه مان
چرخانده شد...
صدای ضربه ی پایی به گیتارم...
گیتار شکسته ام...
و آن مرد همان لیلی بود...
همان لیلی نگار خدا...
لیلی نگار زیبای خدا...
اوهمان لیلی بود ...
لیلی نگار خدا...
که گفت
چرا اینجایی گیتار زیبای نگارلیلی خدا...؟
چرا اینجایی گیتار نگار زیبای من...؟
من که این بار اشکهایم جاری بودند و
دستان خدارا در دست هایم 
گرفته بودم و می بوسیدم...
اینقدر برای لیلی نگار خدا دلتنگ بودم
که خدا دست بر موهای روشنم می کشید و
می گفت
برو...برو...برو...
برو...به پیشواز لیلی نگارم...
اشک هایم را خدا با دست های گرمش
پاک می کرد...
و بلند بلند می خندید و می گفت
برو...برو...برو نگارکم...
دستان خدا را رها کردم و به سوی درب...
درب اتاقم دویدم...
دلم برای لیلی نگار خدا
ذره ای شده بود... ناچیز...
آخ ...چقدر زیبا شده بود...
چقدر مرد شده بود...
او همان لیلی نگار خداست...
همانی که نگار سالها
انتظارش کشید و ماند...
و ماند تنهای تنها زیر باران...
و ماند خیس خیس...
زیر باران...
برقی زد...بارانی گرفت...
من و لیلی نگار خدا...
چشم در چشم یکدیگر
فقط اشک می ریختیم...
دل او...
دل من شاید...
خیلی خوشحال بود...
دل من ...
دل او شاید...
خیلی دلتنگ بود...
برای خانه ای ...
برای کاشانه ای...
برای زندگی دوباره ای...
برای اشک ریختن های شبانه ای ...
تنگ بود...
دل او ...
دل من شاید...
برای حرف های زیبای او...
برای دستان گرم او...
برای رویای زیبای داشتن او...
تنگ بود ...
دل او ...
دل من شاید..
به عشق او و یارای دل او
زنده بود تاحالا...
دل من ...
دل او شاید....
به عشق کتاب زندگی دوباره ای...
زنده بود..
چشمانم فقط و فقط
چشمان یار می دید...
فقط چشمان زیبای نگار خدا و...
فقط چشمان زیبای لیلی نگار خدا...
وقتی نگاه هامان از هم دور شد...
تازه  فهمیدم چقدر زیبایم...
چقدر زیباست...
تازه فهمیدم چه عشقی میان ما بوده...
تازه فهمیدم چقدر
لیلی نگار خدا
نگار می خواهد...
لیلی نگار خدا
دستانم را می فشرد و مرا
ومرا به اتاقش می برد...
انگار چیز تازه ای
می خواست مرا نشان دهد...
دستان گرمش ...
را دوست داشتم...
عشق زیبای زندگی با
او را...
دوست داشتم...
او را ...
خودش را ...
لیلی نگار خدا را ...
من ...
دوست داشتم..
یک آن...
یاد خدا افتادم
دستان لیلی نگار خدا را
رها کردم و به سوی خدا
 دویدم...
این بارهم
خدایم نیافتم
با گریه و اشک و ماتم
کنار لیلی نگار خدا
ایستادم...
گوشه ای از لباسش را
می گرفتم و به صورتم می دم
این بار لیلی بود تا اشک هایم را
پاک کند...
این بار او بود تا قصه ی نگار خدا را
تمام کند...
این بار او بود...
ولی من ...
لیلی را با خدا می خواستم...
خدا را با لیلی می خواستم...
ولی ...
این بارهم ...
خدایم باز  می گردد...
شاید ...شاید...
خدا...با لیلی گیتارم
با گیتارم این بار
سخن می گوید...
شاید ...
شاید...
91/9/11 


این هم برای شما فاطمه خانوم عزیزم


برچسب‌ها: لیلی نگار خدا
[ 15 Dec 2012 ] [ 9 PM ] [ نگار ] [ ]

فقر

میخواهم  بگویم ......

فقر  همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ......

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ،  همه جا سر میکشد ........

                    فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست ..

                  فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است
برچسب‌ها: فقر
[ 14 Oct 2012 ] [ 7 PM ] [ نگار ] [ ]

ملاصدرامیگوید

ملاصدرامیگوید

خداوند بی نهایت است ولامکان وبی زمان


اما به قدر فهم تو کوچک میشود


وبه قدر نیاز تو فرود می آید


وبه قدر آرزوی تو گسترده میشود


و به قدر ایمان تو کارگشا میشود


یتیمان را پدر میشود ومادر


محتاجان برادری را برادر میشود


عقیمان را طفل میشود


ناامیدان را امید میشود


گمگشتگان را راه میشود


در ناریکی ماندگان را نور میشود


رزمندگان را شمشیر میشود


پیران راعصا میشود


محتاجان به عشق را عشق میشود


...خداوند همه چیز میشود همه کس را


به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا
ومغز هایتان را از هر اندیشه یخلاف
وزبانهایتان رااز هر گفتار ناپاک
ودست هایتان را از هر آلودگی در بازار
وبپرهیزید از ناجوانمردی ها ، ناراستی ها، نامردیها، چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه برسفره شما با کاسه ای خوراک وتکه ای نان مینشیند
در دکان شما کفه ترازوی تانرامیزان میکند
ودر کوچه*های خلوت شب با شما آوازمیخواند


مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود!!!!!!!


برچسب‌ها: ملاصدرامیگوید
[ 14 Oct 2012 ] [ 7 PM ] [ نگار ] [ ]

عشق نهایی

 

چشمانم دیگر خسته اند

          از بس چشم به در دوخته اند

                    از بس چشم به انتظار تو بوده اند

چشم به انتظار تو

          انتظار آمدن تو

                  انتظار دیدن تو

پس بیا....که زنده بودنم وابسته است به زنده بودن و دیدن تو!!


برچسب‌ها: عشق نهایی
[ 28 Sep 2012 ] [ 10 AM ] [ نگار ] [ ]

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...



نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...


 ولی کاش بودی تا اشکهايم

از شوق دیدارت سرازیر میشد ... 


کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم

همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... 


کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت


می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... 


 بدون تو عاشقی برایم عذاب است


برچسب‌ها: نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
[ 28 Sep 2012 ] [ 10 AM ] [ نگار ] [ ]

غروب


در دنیا از سه آهنگ خوشم نمی آید:

صدای کودکی از بی مادری

صدای مجرمی از بی گناهی

و صدای عاشقی از جدایی

(کوروش کبیر)



برچسب‌ها: غروب
[ 28 Sep 2012 ] [ 10 AM ] [ نگار ] [ ]

خدایا

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟


برچسب‌ها: خدایا
[ 28 Sep 2012 ] [ 10 AM ] [ نگار ] [ ]

کاش یک روز

"کاش یک روز"  از: حبیب جمشیدی

 

کاش یک روز فقط یک ساعت، کمتر از آن حتی !!!
همه آدم بودند همه می فهمیدند راز ادراک زمین را با ماه.

کاش یک روز همه می فهمیدند که هدف چیست!!!

خدا کیست که می گویند همین نزدیکیست لای این شب بو ها پای آن سرو بلند!!!

کاش یک روز همه مجنون باشند تا بفهمند چه دردیست جدایی از عشق
کاش روزی برسد همه آزاد شوند از قفس نفس تـــهی
آری این روز چه روزی باشد همه آزاد همه شاداب کسی تنها نیست
. . . .
. . . . .
کاش می شد که عوض شد . . .
نه به شکل نه به رنگ نه به پیراهن تن . . .
کاش می شد قصه ای را خط زد.
کاش می شد لحظه ها بر می گشت
پدرم پیر شده،مادرم دل گیر است و خدا هنوز نزدیک است به همان سرو بلند!!!
انقدر غرق در این حصرت ها دل به فردا دادم که کسی با من نیست که کنار حوض نقاشی یمان بنشینیم و صحبت بکنیم.:(
آنقدر غرق حوص بودم و سر خوش ز خودم که خدا نیز دگر با من نیست
آن خدایی که اگر دور شوی او به تو نزدیک است
آن خدایی که زار من و دختر همسایه را می دانست.
آن خدایی که شبها گریه ی مادرم را او فقط میدید!!!

کاش یک روز همه آدم بودند و زمین جای قشنگی می شد
آرزو ی من شاید همینها باشد و تو شاید تنها معشوقه ی من!!!
پس بیا دست به دست هم از این کی کاش ها بگزریم و به حقیقت برسیم
به همان آبی مطلق
به همان جا که قدم های من و تو روی شن ها جا می ماند. . .


برچسب‌ها: کاش یک روز
[ 28 Sep 2012 ] [ 10 AM ] [ نگار ] [ ]

عشق چیست؟



A 5 year old girl asked her brother what is love
دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست
He replied, Love is when you steal my chocolate from my school pack everyday
برادرش جوابداد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری
and i still keep it in the same place
و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم  .



برچسب‌ها: عشق چیست
[ 8 Jul 2012 ] [ 1 PM ] [ نگار ] [ ]

تبریک عید Negar

 

 

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

که نبی شد پسر آمنه، ماه عربی

بعثتی کرد که ابلیس طمع کرد به عفو

رحمتی کرد که خاموش شود هر غضبی

عید مبعث بر مسلمین جهان مبارک

سلام دوستان عزیز م عید بزرگ مبعث رو به همه ی شما  تبریک عرض میکنم .


برچسب‌ها: تبریک عید Negar
[ 18 Jun 2012 ] [ 11 AM ] [ نگار ] [ ]

معمای عشق...



از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.



از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.



از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.



از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است



از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .



از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد



از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.



از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.



از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.



از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .



از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.



از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد



از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.



از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد



از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه

[ 23 May 2012 ] [ 1 PM ] [ نگار ] [ ]

مطالب و اس ام اس زیبا و دانشین

عاشق هم شدی.......
مثل زلیخا سمج باش.......
آنقدر رسوا بازی در بیار........
تا خدا خودش پا در میانی کند...

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دهانتان را به اندازه اى باز كنيد كه حرف در دهانتان نگذارند...

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

پرنده به دانه هاى روى دام خيره بود،چگونه بميرد؟
گرسنه و آزاد؟
يا سير و اسير؟

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
تاريكى تهديد نيست؛
تاريكى تنها ميتواند فرصتى باشد براى ابراز علاقه به نور!

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

از رها كردن نترس
هيچكس نميتواند چيزى كه مال توست را از تو بگيرد
و تمام دنيا نميتوانند چيزى كه مال تو نيست را برايت حفظ كنند!



برای مشاهده اس ام اس بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
[ 16 May 2012 ] [ 9 PM ] [ نگار ] [ ]

شعر عاشقانه

تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا

تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها

تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها

تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا

تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا

تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا

تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها

تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا

تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها

تويي عاشقترين تنهاي دنيا.................منم خسته ترين مغموم دنيا
[ 16 May 2012 ] [ 9 PM ] [ نگار ] [ ]

LOVE be zabanhaye mokhtalef

 1-افغاني ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom

 

 2- انگليسي ……………..آي لاو يو!……………………!I love you

 

 3- ايتاليايي …………………تي آمو!……………………..!Ti amo

 

 4- اسپانيايي …………….ته کويرو !………………………!Te quiro

 

 5- آلماني ………….ايش ليبه ديش!………………!Isch liebe dich

 

 6- آلباني ……………………..ته دوه!……………………....!Te dua

 

 7- ترکي …………….سني سويوروم!……………..!Seni seviyurom

 

 8- پرتغالي ………………….او ته آمو!………………….!Eu te amo

 

 9- چيني ………………….وو آي ني!………………………!Wo ai ni

 

 10- چکي …………………ميلوجي ته!…………………….!Miluji te

 

 11- روسي ………………يا تبيا ليوبليو!………………!Ya tebya liub liu

 

 12- ژاپني ……………………آيشيتريو !………………………!Aishiteru

 

 13- سويدي …………ياگ السکار داي!……………….!Yag Elskar dai

 

 14- صربستاني ……………….وليم ته!……………………!Volim te

 

 15- عربي …………………..انا بحيبک!……………….!Ana Behibbek

 

 16- فارسي …………….دوست دارم!…………………..!Dooset daram

 

 17- فرانسوي ……………….ژ ت آيمه!…………………….….!Je t aime

 

 18- فيليپيني ……………..ماهال کيتا!……………………..!Mahal kita

 

 19- کره اي ……………..سارانگ هيو!…………………….!Sarang heyo

 

 20- لهستاني ………………کوهام چو!……………………!Koham chew

 

 21- مجارستاني ……………..سرتلک!…. ……………………..!Szeretlek

 

 22- ويتنامي ……………….آن يه و ام!……………………..!An ye u em

 

 23- يوناني …………………….سغه پو!………………………!Sagha paw

 

 24- يوگسلاوي …………….يا ته ووليم!…………………….!Ya te vol

[ 16 May 2012 ] [ 1 AM ] [ نگار ] [ ]

نگار

سلام عرض میکنم خدمت دوستان عزیز و گرامی,امیدوارم که حال همگی خوب باشه,بنده یکی از دوستان نگار هستم و از طرف نگار خانم اومدم به شما دوستان سلام برسونم و بگم که ایشون در امتحانات به سر میبرن و زیاد نمیتونن به وب سر بزنن و من رو مسئول قرار دادن تا مکانی گرم رو برای شما دوستان ایجاد کنم و هر کاری که از دستم برمیاد برای شما عزیزان انجام بدم
[ 16 May 2012 ] [ 1 AM ] [ نگار ] [ ]

smsهای سر کاری نصف شب


smsهای سر کاری نصف شب


پاشو جیش کن بعد بخواب.(سازمان دخالت در تمام امور کشور)

.

.

.

من الان آلمان هستم . میخواستم ببینم راست میگن وقتب اینجا روزه اونجا شبه ؟!

.

.

.

سلام خوبی ؟ امشب برای شام میایم خونتون(ستاد ایجاد رعب و وحشت میان خسیس ها !)

.

.

جیگرم ، نفسم ، همسرم ، همدستم و همپام درد می کنه ! یه دکتر خوب سراغ نداری !

.

.

با سلام اینجا تهران است. ساعت ۳ بامداد … صدای مردم آزار !!!

.

.

.

من آلان تو آمریکا هستم، می خواستم ببینم راسته می گن وقتی اینجا روز باشه اونجا شبه؟

.

.

.

می خواستم ببینم ساعت چنده؟ چون ساعتم خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم!

.

.

.

مخصوص بعد از ساعت ۳ صبح: .نصفه شب بخیر

.

.

.

خوابی؟ خوب اشکالی نداره، هر وقت بیدار شدی بهت می گم… بخواب

.

.

.

ببخشید بد موقه مزاحم شدم!!! می خواستم قربونتون برم باید از کدوم طرف برم!

.

.

خواستم ببینم ساعت چنده؟ چون ساعتم خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم!

.

.

.

ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم کار خوبی کردم؟

.

.

هاهاهاااااااااااا… گول وخوردی من اس ام اس نبیدم. وجدان خبیث موبایلت بیدم که خاستم از خواب نازبیدارت وکنم!

.

.

.

مشترک گرامی این اس ام اس برای بیدار کردن شما در نیمه شب فرستاده شده است لطفا پس از خواندنش لبخند بزنید و سعی کنید دوباره بخوابید !

.

.

.

(این مسیج مخصوص ساعت ۳ بامداد است) میخواستم ببینم شب‌ها که میخوای بخوابی، گوشیتو خاموش می‌کنی که سر کارت نزارن؟

.

.

.

سلام این اس ام اس صرفآ جهت یادآوری به شما برای مسواک زدن است
و ارزش قانونی دیگه ای ندارد . شب بخیر .

.

.

ببخشید مزاحم شدم از صبح تا حالا دو تا سوال واسم پیش اومده می خواستم از شما بپرسم: ۱- خرس پاندا چه جوری می تونه عکس رنگی بگیره ؟۲- اسم پدر پسر شجاع چیه ؟

.

.

پاشو لبخند بزن بعد بخواب . . .
ستاد شب زنده داران مردم بیکار

.

.

.

ضمن عرض سلام و آرزوی اوقاتی خوش ، شما را به دیدن ادامه خوابتان دعوت میکنیم ! ( LG )

.

.

.

سلام !! ببخشید این وقت شب مزاحم میشم یه سوالی خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده که چرا کلاغ به جای قار قار نمیگه بع بع !!! اگه منو از این ابهام در بیاری خیلی ممنون میشم


برچسب‌ها: smsهای سر کاری نصف شب
[ 15 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

اس ام اس های سرکاری مخصوص نیمه شب

اس ام اس های سرکاری مخصوص نیمه شب

بچه ها می گن تو اهل سینمایی … ما سر یه چیز دعوامون شده … مگه راکی همون رمبو نیست ؟!؟ البته اگه خوابی لازم نیست الان اس ام اس کنی، فردا صبح هم بگی مشکلی نیست. ولی ما رو بی خبر نذار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز هم ضایع شدم! گوشیت سایلنت بود!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میخواستم ببینم شب‌ها که میخوای بخوابی، گوشیتو خاموش می‌کنی که سر کارت نزارن؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شده خواب ببینی که وقتی خوابیدی تو خواب داری خواب میبینی که خوابی و داری می خوابی و خواب خوابو میبینی که در اون حالی که تو خواب داری خواب خواب رو میبینی تو خواب همونطور که خوابی یکی دیگه هم مثل خودت خوابه و تو خوابش خوابه خوابو میبینه و همین طور که خوابیده تو خواب به تویی که خوابی بگه:چقدر سرکاری؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این SMS تنها برای بیدار کردن شما ارسال شده و هیچ ارزش دیگری ندارد حالا می تونی بری بخوابی شب بخیر……

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پاشو سرت از رو متکا افتاده پایین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس ام اس نیمه شب
از اونجایی که شتر در خواب بیند پنبه دانه،گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خودم دونستم بیدارت کنم! آخه داشتی بالشتتو می خوردی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ببخشید که دیر وقته ولی یه سوال داشتم که خیلی وقت میخواستم ازت بپرسم که الآن یادم اقتاد : ایران به کشورهای دیگر نفت میفروشه بشکشو پس میگیره یا با بشکه میده؟!؟!؟!؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام …. تو رو خدا ببخش … نمی‌خواستم این موقع شب بیدارت کنم ….. واقعاً ببخش …. سعی کن درکم کنی … من موبایلم گم شده زنگ بزن به گوشیم تا ببینم کجاست !. شرمنده‌ام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای بابا هر شب من باید عین اسکلا با اس ام اس بیدارت کنم ؟ خوب خودت مث بچه ادم پاشو دیگه

اگه خوابی بیدار شو .اگه بیداری بشین .اگه نشستی پاشو راه برو .اگه راه میری بدو. اگه میتوی یه پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من یه اس ام اس اومده واست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با سلام اینجا تهران است. ساعت ۳ بامداد … صدای مردم آزار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شرکت ال جی شما را به ادامه خواب دعوت می کند…!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قوز بند و کتف بند پاک سمن بخرید و ببینید چه خوب شما را به ادامه خوابی که در خواب میدید دعوت میکن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم
کار خوبی کردم؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ببخشید که مزاحمت شدم میخواستم بگم شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام اس ام اس زدم بگم نماز یادت نره ۴ ساعت دیگه باید بیدار شی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این اس ام اس رو تا دو روز نخون
.
.
میگم نخون
.
.
نرو پایین
.
.
بیخیال شو
.
.
نه نمیشه بهت اعتماد کرد همون دو روز دیگه بهت میدم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

هیچی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به یارو می گن…





به تو چه که به یارو چی می گن؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگه بگن آشغالارو ببر پایین حال نداری!

اما برای فضولی این همه راه میای پایین!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگه خوابیدی بیدار شو اگه بیداری بشین اگه نشستی بلند شو راه برو اگه راه میری بلند شو پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من واست اس ام اس اومده

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مشترک گرامی این اس ام اس برای بیدار کردن شما در نیمه شب فرستاده شده است لطفا پس از خواندنش لبخند بزنید و سعی کنید دوباره بخوابید !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شرمنده به خدا، آره میدونم خواب بودی، خوب بابا فحش نده دیگه، کارت داشتم که بیدارت کردم.

میخواستم بدونم ماهی وقتی غذا میخوره، آب نمیره تو دهنش؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اومدم ازت معذرت خواهی کنم . میدونم خیلی تعجب کردی که واسه چی ؟ بعد وقتی میگم نمیفهمی ناراحت میشی .
آخه الان مگه ساعت ۳ نصفه شب نیست . خب واسه اینکه نصفه شب بیدارت کردم اومدم ازت عذرخواهی کنم . میشه منو ببخشی !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خواستم یه چیز مهم رو بگم پاهات از زیر لحاف اومده بیرون . یه وقت سرما نخوری!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ببین عزیز دلم پاشو………..
اگه پا نشی قهر میکنما………….
خب دلم برات تنگ شده…………
جون من پاشو…………
پاشدی………….
افرین عزیزم…………
حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بخواب!


برچسب‌ها: اس ام اس های سرکاری مخصوص نیمه شب
[ 15 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

جملات جالب

جملات جالب

عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی


بدترین و عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی:
مهمونا در حال رفتن هستن و یــــــــــــــــهو
بابام: حالا شام میموندین یه چیزی دور هم میزدیم :)
مهمون: نه دیگه زحمت نمیدیم ولی حالا که شما میگی بـــــــــــــاشه

چی

وقتی خانومی به شما گفت: “چــــــــــــــــی؟”، به این معنا نیست که گفته شما را نشنیده. او در واقع به شما فرصت داده که گفته خود را تغییر دهید!
(ستاد کمک به ادامه زندگی)

آگهی فوت
 

غضنفر میمیره، آگاهی‌ فوتشو میزنن به دیوار، توی انتخابات نفرِ اول میشه.

فکر بکر
امسال هرکی میومد خونه ما عید دیدنی، بهش می گفتم واااااای چقد چاق شدی...
طرفم از همون خونه ما شروع می کرد به رژیم گرفتن...
کلی به اقتصاد خانواده کمک کردم!

گواهی نامه
 

غضنفر می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه! غضنفر هم میگه دادین که می خواین؟

 

صندوق صدقه
غضنفر 100 تومان تو صندوق صدقات میاندازه و سوار ماشینش میشه و 50 متر بالاتر تصادف میکنه و میمیره. اون دنیا به خدا میگه من که 100 تومان تو صندوق انداختم، پس چرا مردم؟ خدا میگه: هــــــــــا، 100 تومانیت گوشه نداشت.

درس خواندن چند حالت دارد؟


درس خوندن دو حالت داره:
۱- درسای سختو که نمیشه خوند
۲- درسای آسون که ارزش خوندن نداره


برچسب‌ها: جملات جالب
[ 15 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

پ نه پ های باحال تصویری (3)

[ 15 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

پ نه پ و کوفت درد زهر مار



پ نه پ و کوفت درد زهر مار


 

پ نه پ,مطالب خنده دار


سوار تاکسی شدم میگه مستقیم میری ؟
میگم : پ نه پ ...
میگه پ نه پ و کوفت این قرتی بازیا مال اینترنته


οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

دوستام اومده بودن خونمون نشته بودیم دور سیستم تو فیس میچرخیدیم که اومریم تو این پیج یکی از بچه ها گفت . فیس بوکه؟ یکی گفت پ نه ... که همه گفتند پ نه پ و کوفت مرگ بگیری

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

با دوستم تو پارک بودیم گفتم بریم رو چمنا؟ گفت:» بشینیم؟
اینجا بود که به کاربرد مفید پــَ نه پـــَ پی بردم و گفتم پــَ نه پـــَ بِچَریم:|
یکی نیس به من بگه پــــَ نه پــــَ کوفت،زهر عقرب

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

گاو اولی:ماااااااااااا
گاو دومی:مااا؟
گاو اولی:پـــَ نه پـــَ اونا
گوساله هه که تازه به دنیا اومده: پـَ نه پـَ و کوفت!!!

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

یارو اومد نونوایی پول رو گذاشته رو میز،نونوا بهش میگه:نون میخوای
گفت:پــَ نه پـــَ اومدم عرق کنم برم:|

پــــَ نه پــــَ و درد زایــــــــــمون،به کجاش باید بخندیم؟؟؟؟؟؟

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

به مامانم میگم:یه دختر دیدم خوب،پاک،نجیب،تحصیل کرده...
میگه:میخوای بریم خواستگاریش؟
گفتم:پـــَ نه پــــَ گفتم دلت بسوزه:|
من جای مامانم بودم میگفتم پـــَ نه پـــَ و حناق!!! پـــَ نه پــــَ و کوفت

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

کفتر اول: بق بق بقو
کفتر دوم: بق بق بقو؟
کفتر اول: پـَ نه پـَ قوقولی قو قو
سگ همسایه که زیر درخت نشسته: پـَ نه پـَ و کوفت هاپ هاپ هاپ

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο


رفتیم سفره خونه به دوستم می گم بلدی حلقه بدی می گه پـَ نه پـَ فقط خودت بلدی... گفتم یه بار دیگه بگی پـَ نه پـَ جای شیلنگ می ذارمت تو قلیون ازت کام می گیرم حلقه ش رو هم نگه می دارم واسه حلقه نامزدیت...

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο


پـَ نه پـَ و کوفت , زهر ما و درد......
دکتر علی شریعتی.

 

οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο

 

بابام به دوستش میگفت دیروز یکی از طبقه دهم خودشو انداخت پایین
دوستش گفت: مُرد؟؟؟
بابام:پــَ نه پـــَ خودشو تکوند همه واسش دست زدند:|
به بابامگفتم یه بار دیگه بگی پــَ نه پــَ از همون طبقه دهم میندازمت جنازتو میدم سفارت آمریکا که تو ایران با ذلت دفن شی


برچسب‌ها: پ نه پ و کوفت درد زهر مار
[ 15 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

smsهای سر کاری نصف شب



اس ام اس سرکاري نصف شب

 

اس ام اس سرکاری

 

اس ام اس سرکاری

مشترک گرامي اين اس ام اس براي بيدار کردن شما در نيمه شب فرستاده شده است لطفا پس از خواندنش لبخند بزنيد و سعي کنيد دوباره بخوابيد !

 

اس ام اس سرکاری

شرمنده به خدا، آره ميدونم خواب بودي، خوب بابا فحش نده ديگه، کارت داشتم که بيدارت کردم. ميخواستم بدونم ماهي وقتي غذا ميخوره، آب نميره تو دهنش؟

 

 

اس ام اس سرکاری

اومدم ازت معذرت خواهي کنم . ميدونم خيلي تعجب کردي که واسه چي ؟ بعد وقتي ميگم نميفهمي ناراحت ميشي . آخه الان مگه ساعت ? نصفه شب نيست . خب واسه اينکه نصفه شب بيدارت کردم اومدم ازت عذرخواهي کنم . ميشه منو ببخشي !

 

 

اس ام اس سرکاری

مي خواستم يه چيز مهم رو بگم پاهات از زير لحاف اومده بيرون . يه وقت سرما نخوري!

 

 

اس ام اس سرکاری

ببين يکي ميخواست از خواب بيدارت کنه من نذاشتم کار خوبي کردم؟

 

 

اس ام اس سرکاری

ببين عزيز دلم پاشو........... اگه پا نشي قهر ميکنما............ خب دلم برات تنگ شده............ جون من پاشو............ پاشدي............. افرين عزيزم............ حالا که پاشدي ماچم کن بگير بخواب!

 

 

اس ام اس سرکاری

يه سوال: اگه نصف شبي اس ام اس سرکاري بدم بيدارت کنم چي کار مي کني؟

 

 

اس ام اس سرکاری

مي دونم خوابي عزيزم. ولي من از دوري و دلتنگي تو خوابم نمي بره، مطمئنم اگه مي دونستي من به خاطر تو نخوابيدم تو هم نمي خوابيدي!

 


برچسب‌ها: smsهای سر کاری نصف شب
[ 15 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

ممنونم از ایمیل دوست عزیزم

                                چرخ زندگی تان خوب می چرخد یا بد؟ آرام است یا تند؟

 

آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد ؟ این سئوالی است که هر چند یک بار از خود پرسیده ایم  یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی  را باید در  جواب  دادن به این سئوال مدنظر داشت .این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.
 
الگوی چرخ زندگی
الگوی چرخ زندگی به دایره ای که به  ۸  قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می شود که که هر یک از این قسمت ها به بررسی یک بعد از زندگی می پردازد .  مطابق شکل کار و درآمد مالی ،  سلامتی، تفریح و سرگرمی ، عشق، خانواده ، یادگیری و رشد  ، معنویّت ، دوستان و ارتباطات  قسمت های مختلف این دایره را تشکیل می دهند.
شما به هر قسمت از زندگی تان پس از بررسی نمره ۰ نا ۱۰ را می دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می نمایید ، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد.مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری و خانواده موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده ،  عشق ، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر می رسد.
برای بررسی هر یک از موارد می توانید از سولات زیر کمک بگیرید
کار و درآمد مالی
در آمد سالیانه شما چقدر است؟  کجا زندگی می کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟  اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از ۱۰ چه نمره ای می دهید؟ آیا از  شغل خود راضی هستید ؟  درآمد تان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟
سلامتی
آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می کنید چقدر زنده می مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف می کنید؟
خانواده
آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز با خانواده می گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می روید؟  برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار می کنید؟
عشق و ازدواج
از ازدواج خود راضی هستید؟ در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه درخشان و آرامش بخش در زندگی می دانید ؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید ؟ آیا کسی عاشق شماست؟
یادگیری و رشد
آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟  به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می خوانید؟  آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می بینید؟ (تحقیق ها نشان می دهد که مردم به صورت متوسط روزی ۶ ساعت تلویزیون می بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟
معنویت
چه قدر حضور خدا را در زندگی خود حس می کنید؟ چقدر به دیگران کمک می کنید ؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟
دوستان
چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می برید؟
تفریح و سرگرمی
چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می دهید ؟  تعطیلات را چگونه می گذرانید؟ به کجاها سفر کرده اید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی می کنید؟
 
نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد .
۱ –  متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هر قسمت اهمیت دارد ، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال تر آن می شود.
۲ – در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان امنیت ، رضایتمندی ، میزان انرژی دریافتی ، موفقّیت و شکست ها و از این قبیل توجه داشت.
۳ – می توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت ) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.
۴ – گاهی می توان برای مدتی معّین  روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد . مثلا اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد  وقت بیشتری را بگذارید.
۵ – میزان سوالاتی که برای یک قسمت  از زندگی به کار می رود کاملاً به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی ، خانوادگی و….  بستگی دارد مثلا ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف ، نمره ۸ معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد ۶۰۰ هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد ۶ میلیون تومان به خود نمره ای کمتر از این را بدهد.
 اکسیژن ناب آرامش ، گوارای وجود
 
برگرفته ار بیست

برچسب‌ها: ممنونم از ایمیل دوست عزیزم
[ 14 May 2012 ] [ 5 PM ] [ نگار ] [ ]

ممنونم از ایمیل دوست عزیزم

                               در چه ماهی باید متولد میشدید؟ (تست روانشناسی)

 
 

 
این تست را بادقت جواب دهید و گزینه هایی كه انتخاب میكنید اعداد مقابلشان را باهم جمع كنید تا در آخر معلوم شود شما در چه ماهی باید متولد میشدید

 
1- آیا خود را فردی خودكاو و درونگر تلقی میكنید؟
الف) بله قطعا(3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر به هیچ وجه (1)



برچسب‌ها: ممنونم از ایمیل دوست عزیزم
ادامه مطلب
[ 12 May 2012 ] [ 4 PM ] [ نگار ] [ ]

سالها رفت و هنوز


سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟


برچسب‌ها: سالها رفت و هنوز
[ 1 May 2012 ] [ 10 PM ] [ نگار ] [ ]

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت


بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند  صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب


برچسب‌ها: خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
[ 1 May 2012 ] [ 10 PM ] [ نگار ] [ ]

شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد


از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست



برچسب‌ها: شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
[ 1 May 2012 ] [ 10 PM ] [ نگار ] [ ]